تبلیغات
خطه ی سرسبز گیلان رانکوه (املش) - ایل صوفی املش
سه شنبه 15 تیر 1389

ایل صوفی املش

   گردآوری از: Hamidreza Sh    مطلب از طبقه:گیلان شناسی ،املش ،

سر دودمان ایل صوفی سیاه منصوری ، دولتیار خان صوفی نام داشت كه در دوره سلاطین صفوی دارای طبل و علم بود ، علیشاه صوفی یكی از بزرگان ایل در زمان حكمرانی شاه عباس مصدر خدماتی بوده و به سبب صداقت و شجاعت همواره مورد تكریم و عنایت پادشاه بود. به سال 1004 ه.ق  املاك سرزمینهای دیلمان و رانكوه در اختیار ایل صوفی نهاده شد،آنان اندكی بعد از استقرار در گیلان ، آبلش ( املش) دهكده ای مقابل سولش را به جهت موقعیت خاص جغرافیائی مركز تیول خود قرار دادند تا با كمك جنگجویان ایل خود در مقابل تجاوزات اشرار  بر جلگه شرقی گیلان پایداری نمایند.

در گذشته ایل صوفی بیش از چهارصد سال از نظر سیاسی و اقتصادی قدرت مسلط منطقه رانكوه بودند و از خوانین و فئودالهای بزرگ  گیلان محسوب می شدند. آنان چهار قرن موجودیت سیاسی و موقعیت وسیادت خود را در منطقه املش حفظ نموده و همواره بزرگی و اخلاق و نجابت ایلی و میرائی خود را كاملاً محفوظ داشته اند. جز چند تن از خوانین مستبد و كج رفتار اغلب رؤسای ایل صوفی از مالكان و صالحان مذهبی و تحصیلات علوم دینی داشتند.در دوران حكمرانی خود ، ضمن حفظ ثباب و امنیت منطقه ، همواره منشاً خدمات  ارزنده ای برای مردم منطقه بوده اند.

در حوالی سالهای 45-1135 ه.ق كه گیلان بر اثر نادانی شاه طهماسب بن شاه سلطان حسین به تصرف قوای روس درآمده بود و مردم گیلان ناچار به قصد دفاع از مرز و بوم به جنگ های ممتد ایذائی پرداخته بودند، یكی از دلاوران صوفی كه بهرام قلیخان صوفی نام داشت و در آن روزگار رئیس طایفه و حاكم رانكوه بود، به همراه تفنگدارانش به جرگه مدافعان پیوست و در برابرمتجاوزین روس پایداری و تا سرحدات گیلان آنان را دفع نمود.

در جریانات نهضت مشروطه ایل صوفی به سهم خود نقش مهمی را در راستای هواخواهی مشروطه طلبان در تهران ایفا نمود. فرزندان میرزا حبیب اله املشی (میرزای رشتی ) همواره در متن مبارزات سیاسی  تاریخ معاصر حضوری چشمگیر داشتند. شیخ محمد املشی ، شیخ اسماعیل صوفی (اولین نماینده مجلس شورایملی ) و شیخ اسحق املشی ( آیت اله صوفی گیلانی) هر یك به نوبه خود خطابه های اعتراض آمیزی در نفی سیاستهای استبدادی محمدعلی شاه در تهران  ایراد نمودند  وهمچنین یكی از شاگردان مبارز میرزاحبیب اله بنام شیخ عبداله دیوشلی ( مازندرانی ) از اركان ثلاثه مشروطیت ایران بشمار می رفت. البته در سطح گیلان ایل صوفی با همه توانمندیهای مالی و نظامی خود ،باید و شاید سردارجنگل ( میرزا كوچك خان) را همراهی نكردند و تنها به چند فقره كمك مالی به مجاهدین جنگل و ترور چند تن از قزاقان روسی اكتفا نمودند. با آنكه طایفه صوفی در آن زمان  در اوج قدرت و دارای ارتش منظم محلی بود، نتوانست در گیلان نقش آفرین پاره ای از حماسه های نهضت جنگل باشد در این دوران تنها یك رجال سیاسی و مذهبی این طایفه به نام شیخ بهاء الدین املشی ( میزان )‌در رأس كمیته قضائی تشكیلات اتحاد اسلام فعالیت موثری داشت.

پس از كودتای رضا خان پهلوی و جلوس وی به تخت سلطنت ، فشار زیادی به ایل صوفی واردآمد، بطوریكه رضا شاه توانست املاك و اراضی وسیعی از این خاندان را در شرق گیلان متصرف شود و با تهدید و ارعاب ایادی وی ،موجب گردید قدرت مطلقه صوفیان در منطقه املش و رودسر كاهش یابد.

قوم صوفی هرگاه نسبت به اعمال و اقدامات رژیم مبنی بر استرداد املاك خود پافشاری می كردند، پس از مدتی دستگیر ، شكنجه و زندانی می گشتند. نصراله خان صوفی رئیس وقت ایل در این زمان بعلت نافرمانی و عدم اطاعت از رضا شاه ، بجرم  ارتباط محرمانه با آلمانی ها جهت ساخت فرودگاهی در املاك شخصی وی در مریدان (حوالی لنگرود)، توسط عوامل رضاشاه دستگیر و مدت هفده ماه در زندانهای تحت نظارت انگلیسی ها در رشت و اراك زندانی گردید. پس از آزادی ، نصراله خان از راه مسالمت آمیزی با رضا خان كنار آمد و توانست تا حدودی املاك و اراضی خود و خاندانش را از وی باز پس گیرد. وی با خاتم رضا شاهی بار دیگر حاكم بلاعزل مردم املش شد.

نصراله خان فرزند حاج میرزا یحیی خان صوفی ، فردی صاحب نفوذ و در مراجع دیوانی و كشوری بود. عده ای او را حاكمی مغرور و خشمناك توصیف می نمایند وی همگام با ایادی پهلوی نقش موثری در سركوب و اذیت  وآزار هواداران بی دفاع حزب توده را داشت. عده ای نصراله خان را حاكمی مقتدر و كار گشا كه در آن سالهای ملوك الطوایفی علاوه بر حفظ و ثبات امنیت منطقه ، به احقاق حقوق سكنه املش همت می نمود. از اقدامات مهم نصراله خان تأسیس اولین مدرسه سبك جدید املش موسوم به صوفیه می باشد كه با هزینه شخصی آنرا راه اندازی كرد. وی در طول حكمرانی خود بیش از 40 بار ازدواج نمود و صاحب 29 فرزند گردید.فرزندان و نوادگان نصراله خان غالباً دارای تحصیلات عالیه در داخل و خارج از كشور بوده و همواره منشاء خدمات برای هموطنان املشی خود می باشند.

پس از نصراله خان ، فرزند وی به نام امان اله خان صوفی (امیر) عهده دار امور جاری املش گردید. وی دارای مدارج دانشگاهی (داروسازی) و از شاعران غزلسرای شرق گیلان بشمار می رفت . گرچه وی منصب رسمی در اركان كشوری و لشكری نداشت ولی به اعتبار سابقه خانوادگی اش ، نفوذ قابل ملاحظه ای در تمامی اقطار رده بالای كشور داشت .امیر با آنكه فردی متشخص، نجیب زاده و با احترام در بین مردم و مسؤلان گیلان جلوه می نمود، نتوانست همانند پدر  ونیاكان خود حاكمیت واحدی را در املش بنیان نهد. در همان سالهای اولیه اقتدارش بر سر املاك موروثی و همچنین جهت پیشبرد اهداف و اعمال نظراتش، با عموی خود محمدتقی خان تنش مضاعفی پیدا نمود .( از آنجائیكه نیابت خانواده محمدتقی خان را فرزندش جلال خان بعهده داشت ) از آن پس صحنه اجتماعی املش به دو جریان در اصل موازی ( از نظر سیستم فئودالی ) ولی به ظاهر مخالف تقسیم گردید. منازعات قومی و رعیتی در طول بیش از یك دهه توسط عوامل و ایادی قداره بند جلال خان از یك سو و ایادی و عمال چماقدار امان اله خان از سوی دیگر تا سر حدات املاك آنان ادامه داشت . پس از اجرای اصلاحات ارضی ، هنگامیكه رؤسای دو تیپ با هم مصالحه نمودند بازمردم شاهد نزاع های دسته جمعی بین دهقانان هوادار دو جناح فوق الذكر بودند. لازم به توضیح است در پی اختلافات قومی بین خاندان صوفی ، مالكان دیگر منطقه همچون خاندان محمدی كیاكلایه( با حمایت رودسری های مخالف امیر) نیز به نوعی به اینگونه تعرضات دامن می زدند و اندكی قدرتمند تر می شدند ایادی نامبرده درگیریهایی با هواداران امان اله خان ایجاد نمودند كه در فاصله كوتاهی  ایل قدرتمند صوفی بر آنان فایق می آمدند.

شاید یكی از عوامل اصلی پسرفت و عدم توسعه اقتصادی املش تا پیش از انقلاب همین جریانات دو تیپی خاندان صوفی باشد كه هر یك مانع پیشرفت و اقدامات همدیگر می شدند .متأسفانه پس از انقلاب نیز همان تفكرات شومینستی املشی ها كه در گذشته دور ریشه دوانیده بود یكباره سبز شد و به نوعی حادتر ( متعصبانه تر) بین دو جناح به ظاهر مخالف تقسیم گردید. عده ای خود را به جناح مهدی رهبری و عده ای خود را به جناح  شیخ محمد حسینیاء منتسب نمودند. و این بار نیز شعله درگیریها و منازعات فكری عواملشان تا سرحدات حوزه انتخابیه رودسر و املش زبانه كشید. علیهذا این چالشها ی سیاسی بین دو جناح رهبری و حسینیاء نیز یكی از عوامل مهم پسرفت و عدم توسعه یافتگی املش منجر گردید. هرگاه هریك از جناحین تصمیم می گرفتند اقدامات سازنده ای در املش بعمل آورند ، رقیبان به نوعی چوب لای چرخ دیگری می گذاشتند. ایل صوفی سیاه منصوری كه از اوایل قرن یازدهم از ناحیه ی بین سنندج و كرمانشاه به املش مهاجرت كردند، امروزه سهم  بزرگی در تجانس قومی و نژادی مردم این سامان دارند.


بر اساس شجره نامه مدون شادروان  محمدعلی خان صوفیلو ، جمعیت ایل صوفی هم اكنون بالغ بر پنج هزار نفر می باشد كه با نامهای خانوادگی :  صوفی، صوفی سیاوش ، اكبری صوفی ، صوفی گیلانی ، بامداد صوفی ،صوفی لو، داودی صوفی، صوفی پور، صوفی نژاد، عنایتی صوفی ، جمالی صوفی ، جمالی پور صوفی،طاهری ،طاهرزاده ،زكی زاده ، داودی صوفی، عبدی صوفی ،رحیمی صوفی ، عباسی صوفی ، اسدی صوفی ،پاكسرشت صوفی ، دهقان صوفی ،نعمتی صوفی ، نصیری صوفی ،سمیعی صوفی ، حقیقت پور صوفی ، محمدزاده صوفی، وهاب نژاد ، وهابی ، ابراهیم زاده، رضائی صوفی، صمدی صوفی ، قدیری صوفی ، عادلی پور صوفی ، هادی پور صوفی، لطیفی صوفی ، صوفی خلیلی ، صوفی رضایی ، كاظمی صوفی ، طیب صوفی ، جواد صوفی  ، بابائیان صوفی ،طالبیان صوفی ، طالبی صوفی ، فرخی صوفی ،خسروی صوفی و... در گیلان و تهران  معروف هستند و عده كثیری  از ایل صوفی املش نیز در خارج از كشور دارای تحصیلات عالیه و  زندگی مرفه ای دارند.


برچسب ها: شمال ، گیلان ، عکس شمال ، ییلاقات شمال ، مناظر شمال ، ییلاقات گیلان ،